۱-اگر يك ساعت زودتر از خواب بيدار بشي يك ساعت به شبانه روزت اضافه ميشه ولي خوب چه ميشه كرد این روزا با 25 ساعت هم باز وقت كم ميارم. نمونه اش هم همين جاست كه دو هفته است كه داره خاك مي خوره. اينكه الان مي تونم آپ ديت كنم فقط دليلش اينه كه امروز يك ساعت و نيم زودتر بيدار شدم.
۲-امروز دقيقا يك ساله كه توي شركت مشغول بكار شدم. مثل باد گذشت.گذر عمرو باور كرده بودم اما فكر هم نمي كردم اينقدر سریع و ساده باشه. اما خدا رو شكر كه از كارم (نه حقوقم)راضيم.آپولو هوا نمي كنيم ولي خوب لذت بخشه. همكارا هم همه خوبن.از اینکه تونستم تو محیط کارم اعتماد همکاران و روسا رو جلب کنم و خودمو خوب جا بندازم به خودم می بالم.ملالي نيست غير از گيرهاي رييس كه مطمئنم بعد از چند ماه آرامش ديگه بايد يه خبرايي ازش بشه.
شب زيباي تهران از آسمان،دندون گردي راننده اصفهاني، پير مردي كه در سن 70 سالگي رانندگي مي كرد و مي دانست كه صورت وضعيت چيه،راديو فردا كه نفوذش اونجاها خيلي زياده، و بالاخره ساعت2 شب در لردگان(استان چهار محال و بختياري)،طبيعت زيبا و بكر،كوههايي با ناهمواريهاي عجيب،دشت،رودخانه،چشمه هاي فراوان،گله هاي بز كه در اين فصل بيشتر بزغاله اند،كباب ماهي،دوغ محلي،آبشار آتشگاه،مراسم عروسي كه با صداي شليك هوايي گلوله متوجه آن شديم،سنگ تمام گذاشتن صاحب مجلس براي ما،مردي كه اسمش امير جنگ بود ولي از همه آرامتر و مهربان تر،اسمهاي اصيل و زيبا(رهام،تورج،هومان،سهراب)،زنان و دختران لر با لباسهاي رنگارنگ،سادگي بيش از حد مردم ،مزارعي كه فقط زنها در آن كار مي كنند،زناني كه تا مي توانند بايد بزايند و خیلی چیزهای دیگر...
راستي يادم رفت بگويم سفر ماموريت اداري بود!!

سالهايي هست،براي نفس كشيدن،براي خنديدن،آينده را به چشمان ديگران ديدن،زير برف رقصيدن،در مستي زندگي كردن!
سالهايي هست براي،پوسيدن،براي وقت كشتن،از تنهايي غول ساختن،نفرت از غول را نوشتن، نرفتن، نگفتن، در سكوت نشستن!
سالهايي هست براي،پوست انداختن، از بيرون ترك خوردن، از درون رشد كردن، فشارآوردن، سوختن، ساختن، دوام آوردن...!
آرام شدن!
پ.ن: این توصیف زیبا را دوست عزیزی برایم نوشته بود.دلم نیامد فقط برای خودم باشد.
پ.ن۲: آرام شدن شاید فصل چهارم باشد پس بهتر است اسمش را بگذاریم چهار گانه یا چهار فصل.