کیستی که من
اینگونه
به اعتماد
نام خود را
با تو میگویم،
کلید خانهام را
در دستت میگذارم،
نان شادیهایم را
با تو قسمت میکنم،
به کنارت مینشینم و بر زانوی تو
این چنین آرام
به خواب میروم؟
کیستی که من
اینگونه به جد
در دیار رؤیاهای خویش
با تو درنگ میکنم؟...
شاملو
+
نوشته شده در جمعه 26 فروردین1384ساعت 0:1 توسط من
|